14 ماهگی فرشته کوچولو
این روزا باورنکردنی سریع میگذره و به سرعت برق پرنسس کوچولوی خونه ما 14 ماهه شد.
این ماه خیلی ماه خوبی بود بالاخره به انتظار ما پایان دادو 2تا مروارید قشنگ با هم درآورد .دندون بالا و پایین هردو هم از سمت چپ و خداروشکر اصلا هم اذیت نشد

و البته از دندون مهمتر فسقل خانم دیگه راه افتاد و اولین قدم های زندگیش رو برداشت.امیدوارم و از خدا میخوام که همیشه تمام قدم های زندگیت به همین شیرینی و جذابی باشه عزیز مامان
واسه حرف زدن هم که اصلا کم نمیاره واسه خودش یکسره حرف میزنه و معلوم هم نیست که چی میگه ولی بابا ،مامان ،بده ،من ،بیا ،رو خیلی واضح میگه.هر کلمه ای رو هم که بهش میگیم تکرارمیکنه ،با این که درست نمیگه ولی معلومه که چی داره میگه مثل آفرین ،که میگه آپین 
وقتی میبینه لباس میارم و میخوام لباساشو عوض کنم یا خودم دارم آماده میشم که برم بیرون اونم خوشحال میشه و سرش رو هی تکون میده و میگه بییم یعنی که بریم
ماشالا اصلا هم سر هیچ مساله ای کوتاه نمیاد سماجتی داره عجیب... مخصوصا وقتی امیرعلی داره با تبلت آهنگ گوش میده یا بازی میکنه باید حتما بیاد و ازش بگیره
درکل خداروشکر روزهای خوبی رو داریم طی میکینیم با اینکه خیلی تنها هستیم و جایی برای بیرون رفتن و گشتن نداریم ولی کنار هم خیلی خوشحالیم و خوش میگذره.این روزای بچه ها روزهای خیلی خوبیه.امیرعلی که بزرگتر میشه و راحت میشه باهاش حرف زد و اونم متوجه حرفام میشه خیلی حال خوبیه.فاطمه هم که سراسر وجودش شیطنته و فقط باید بهش بخندی


کمک میکنه دخترم...

خسته است خسته...




پارک ستاره...


الاهی مامان فدات شه که رات ندادن داخل 




فقط شیطنت که از تمام وجودش میباره....چشماشو....








14 ماهگی فرشته کوچولو
